با فرا رسیدن پائیز زیبا و هزار رنگ، و سرد شدن تدریجی هوا یاد روزهای مدرسه افتادم. دفتر انشای دوران ابتدایی را مرور می کردم که به این انشاء رسیدم:
انشاء درباره فصل پائیز
در فصل پائیز برف و باران می آید فصل پائیز بادهای تند و شدید می وزد و در همان فصل مدرسه ها باز می شود و ما دانش آموزان برای درس خواندن به مدرسه می آییم و آموزگار جدید به ما درس می آموزد تا ما سواد بیاموزیم تا برای آینده خودمان خوب باشد.
در فصل پاییز برگها می ریزد و در زیر پای عابران خش خش می کند و ما هم برای آینده خودمان در سرمای پاییز و زمستان به مدرسه می رویم تا درس بخونیم.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پ.ن1: اون سالها که ارزونی بود و وضع بارندگی هم خوب بود! در خونسار گاهی از اواسط پائیز برف می بارید.
پ.ن2: چیزی که در این انشاء بیشتر به چشم می خوره حال و هوای سرد و خشک پاییزای خونساره. واقعاً در اون سالها گرم کردن بچه ها سر کلاس با بخاری نفتی کاری بس شاق بود.
پ.ن3: چقدر ساده بودیم. فکر می کردیم آینده قراره دنیا رو بتروکونیم! مرتب تو گوش ما می خوندند برای آینده خودتون درس بخونید. اینم از آیندمون.
پ.ن4: جا برای نقد این انشاء زیاده ولی در حوصله این پست نیست.
برچسب:
نویسنده: nilofar