خرید بک لینک
انگار کسی مدام صدایم میکند اما خانه از همیشه ساکت تر است...خانه ای که تنهایی شب هایش را بیشتر دوست دارم، آن حس مرموز غربت را بدجوری برایم زنده میکند... بی تفاوت بودنم را به رخم میکشد اینکه برایم فرقی نمیکند کجا باشم...

تنها که باشی هر جای دنیا هم که بروی تنهایی مثل یک قارچ سمی که زیر هر آسمانی قارچ میماند و سمی! تنها که باشی صدای چرخش کلید توی قفل در، خالیه بیرون خانه را هم برایت شفاف میکند... خوب میبینم که پشت در هم خالیست و پله ها تنشان درد میکند از بی مصرفی! و صدای چرخیدن قفل آواز خفه ی نبودن هاست حالا هر کجا که میخواهی برو صدایش همان است که هست....

کی تمام میشوم؟ذره میشوم و به خرد زمین میروم بعد آرام آرام در جان گیاهی نفوذ میکنم...کسی چه میداند شاید گلی بشوم که تو میچینی، وقت بوییدنش گرده ای باشم که سخت چنگ میزند به سلول های نمناک ریه هایت... تمام که شدم گل های عالم را دوست بدار شاید منی در تو بروید و رویشش آغازی بر پایان هر صدایی باشد که تنهایی را زمزمه میکند،با صدای نفس های تو!


برچسب: نویسنده: nilofar تاريخ: شنبه 20 مهر 1392 ساعت: 17:28

صفحه بندی